شراب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم نوشیدنی مستیآور ترجیحاً مَی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bacchus ; scuppernong ; wine واژه هاى شامل شراب ـ (79)
- اسم دارویی که از شکر یا عسل پخته درست کنند.
- اسم شراب در دست داشتن: کنایه از مست بودن.
- اسم شراب ممکن است به زبان معیار باستان از دو بخش یا کلمه شَر یعنی مایه بدبختی و مصیبت و آب به معنی نوشیدنی است.