تفریح
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- شادمانی نمودن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary amusement ; disport ; diversion ; divertimento ; gust ; jaunt ; paseo ; pastime ; play ; recreation ; recreative واژه هاى شامل تفريح ـ (17)
- شادمان ساختن.
- اسم تفریح از ریشه فرح به معنی شادابی و نشاط است. معادل فارسی تفریح، سرگرمی توام با نشاط و جمع آن، سرگرمیها میباشد.