linter
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد، الیافکوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version ماشينى که پس از پاک کرن پنبه الياف کوتاه چسبيده به تخم پنبه را ميگيرد،الياف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبيده است شيمى : کرک
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lint·er n. Pronunciation: ' lin-tər Function: noun Date: circa 1889 1 : a machine for removing linters 2 plural : the fuzz of short fibers that adheres to cottonseed after ginning]]>