lock on
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary باعلائم مخابراتی و رادار چیزی را تعقیب کردن ( مثل قمرمصنوعی وغیره ).
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lock on): بازگشت به واژه lock on lock on باعلائم مخابراتى و رادار چيزى را تعقيب کردن( مثل قمرمصنوعى وغيره) علوم نظامى : قفل کردن توپ روى هدف هنگام تعقيب ادامه مستمر تعقيب هدف کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lock on or lock onto : to acquire (as a target or signal) automatically using a sensor (as radar)]]>