lock out
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary به قبول شرایط کارفرما)، درتنگنا قرار دادن یا بمحل کار راه ندادن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lock out): بازگشت به واژه lock out lock out قفل کردن ،تعطيل کارخانه ،حبس کردن ،تحريم کردن ،مستخدمين رااز مزاياى استخدامى محروم کردن(براى وادار کردن انها به قبول شرايط کارفرما)،درتنگنا قرار دادن يا بمحل کار راه ندادن کامپيوتر : تحريم کردن بازرگانى : بسته شدن کارخانه کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lock out Function: transitive verb Date: 1860 : to subject (a body of employees) to a lockout]]>