lock out

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary به قبول شرایط کارفرما)، درتنگنا قرار دادن یا بمحل کار راه ندادن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lock out): بازگشت به واژه lock out lock out قفل کردن ،تعطيل کارخانه ،حبس کردن ،تحريم کردن ،مستخدمين رااز مزاياى استخدامى محروم کردن(براى وادار کردن انها به قبول شرايط کارفرما)،درتنگنا قرار دادن يا بمحل کار راه ندادن کامپيوتر : تحريم کردن بازرگانى : بسته شدن کارخانه کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lock out Function:           transitive verb Date:               1860 : to subject (a body of employees) to a lockout]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}