loose end
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary انتهای تاریانخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده ، بیکار افتاده ، عاطل، انتهایشل هر چیزی، باقیمانده ، ته مانده .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(loose end): بازگشت به واژه loose end end loose انتهاى تاريانخ ،سر ازاد نخ ،چيز استفاده نشده ،بيکار افتاده ،عاطل ،انتهاى شل هر چيزى ،باقيمانده ،ته مانده کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary loose end Function: noun Date: 1546 1 : something left hanging loose 2 : a fragment of unfinished business ― usually used in plural <tying up loose ends >]]>