lubricant

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary روان سازنده ، لینت دهنده ، روغن ، چرب کننده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lubricant): بازگشت به واژه lubricant cutting lubricant emulsion lubricant gear lubricant oil graphite lubricant لغزان کننده ،روان کننده ،ليزانه ،رونواز،مواد روغنى ،روغن يا گريس ،روان سازنده ،لينت دهنده ،روغن ،چرب کننده علوم مهندسى : نرم کننده روغن معمارى : روغن شيمى : ليزابه علوم نظامى : ماده روغنى کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lu·bri·cant n. Pronunciation:     ' lü-bri-kənt Function:           noun Date:               circa 1828 1 : a substance (as grease) capable of reducing friction, heat, and wear when introduced as a film between solid surfaces 2 : something that lessens or prevents friction or difficulty <a social lubricant >   –lubricant adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}