machinist

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ماشین کار، چرخکار، ماشین ساز.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(machinist): بازگشت به واژه machinist machinist tool machinist vise machinist's mate machinist's mate (mm) ماشين چى ،چرخکار ماشين ساز،سرموتوريست ناو،ماشين کار،چرخکار،ماشين ساز علوم مهندسى : ماشينيست علوم نظامى : ماشينيست متصدى دستگاه تراش کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ma·chin·ist n. Pronunciation:     mə- ' shē-nist Function:           noun Date:               circa 1706 1 a : a worker who fabricates, assembles, or repairs machinery b : a craftsman skilled in the use of machine tools c : one who operates a machine 2 archaic : a person in charge of the mechanical aspects of a theatrical production 3 : a warrant officer who supervises machinery and engine operation]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}