magnetization

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مغناطیسی کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(magnetization): بازگشت به واژه magnetization ideal magnetization curve induced magnetization intensity of magnetization magnetization characteristic magnetization curve magnetization vector magnetization work normal magnetization curve residual magnetization مغناطيس گردانى ،مغناطيس پذيرى ،مغناطيسى کردن علوم مهندسى : مغناطيس کنندگى الکترونيک : مغناطيس گرى کلمات مرتبط(9)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary mag·ne·ti·za·tion n. Pronunciation:     ˌ mag-nə-tə- ' zā-shən Function:           noun Date:               1801 : an instance of magnetizing or the state of being magnetized also : the degree to which a body is magnetized]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}