majordomo

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (م. ل. ) بزرگتر خانه ، متصدی امور خانوادگی، ناظر، خوانسالار، وکیل خرج، پیشکار، آبدار.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (م.ل ).بزرگتر خانه ،متصدى امور خانوادگى ،ناظر،خوانسالار،وکيل خرج ،پيشکار،ابدار
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ma·jor·do·mo n. Pronunciation: ˌ mā-jər- ' dō-( ˌ )mō Function: noun Inflected Form: plural -mos Etymology: Spanish mayordomo or obsolete Italian maiordomo, from Medieval Latin major domus, literally, chief of the house Date: 1589 1 : a head steward of a large household (as a palace) 2 : BUTLER , STEWARD 3 : a person who speaks, makes arrangements, or takes charge for another broadly : the person who runs an enterprise
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}