mandamus

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. - انگلیس ) حکم دادگاه عالی بدادگاه تالی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary mandamus امريه، دستور دادگاه عالي به مقامات قضايي يا اجرايي جهت انجام وظايف قانوني خود mandamus, writ of مقامات قضايي يا اجرايي جهت انجام وظايف قانوني خود
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (حق -.انگليس )حکم دادگاه عالى بدادگاه تالى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary man·da·mus n. Pronunciation:     man- ' dā-məs Function:           noun Etymology:          Latin, we enjoin, from mandare Date:               1535 : a writ issued by a superior court commanding the performance of a specified official act or duty]]> writ of mandamus 1820 : MANDAMUS ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}