گرداب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جایی عمیق در رودخانه یا دریا که آب در آن میچرخد و به قعر فرو میرود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gourd ; gulf ; tourbillion ; tourbillon ; vortex ; waterspout ; whirlpool واژه هاى شامل گرداب ـ (4)