گرداندن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- تغییر دادن، دگرگون کردن، چرخاندن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary inflect ; man ; manage ; operate ; operation ; turn ; wheel ; wrest واژه هاى شامل گرداندن ـ (13)
- به گردش درآوردن و تعارف کردن.
- تغییر جهت دادن، برگرداندن.
- اداره کردن.