meanwhile

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ضمنا، در این ضمن ، درضمن ، در اثنائ، در خلال.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary meanwhile dar (ân) zamân dar drâzâ ye ... ham-zamân/gâh + fra. pndant ce temps (là) : eng. (in the) meantime : dar hamân zamân
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ضمنا،در اين ضمن ،درضمن ،در اثناء،در خلال
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 mean·while adv. Pronunciation: ' mēn- ˌ hwī(-ə)l, - ˌ wī(-ə)l Function: noun Date: 14th century : MEANTIME 2 meanwhile adv. Function: adverb Date: 14th century 1 : during the intervening time 2 : at the same time
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}