meniscus

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary شیشه ای که از یکسو گوژ واز سوی دیگر کاو باشد، ( فیزیک ) گوژی یاکاوی سطح آب درلوله ، ( نج. ) هلال، نگارنده هلالی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(meniscus): بازگشت به واژه meniscus convergent meniscus lens diverging meniscus lens meniscus lens هلاله ،شيشه اى که از يکسو گوژ واز سوى ديگر کاو باشد،(فيزيک )گوژى ياکاوى سطح اب درلوله ،(نج ).هلال ،نگارنده هلالى شيمى : هلالى ورزش : غضروف علوم هوايى : سطح منحنى بالاى ستونى از مايع که ميتواند محدب يا مقعر باشد کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary me·nis·cus n. Pronunciation:     mə- ' nis-kəs Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural me·nis·ci \- ' ni- ˌ skī, - ˌ skē, - ˌ sī\ also me·nis·cus·es Etymology:          New Latin, from Greek mēniskos, from diminutive of mēnē moon, crescent ― more at MOON Date:               1685 1 : a crescent or crescent-shaped body 2 : a concavo-convex lens 3 : the curved upper surface of a column of liquid 4 : a fibrous cartilage within a joint especially of the knee]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}