ابتدایی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت منسوب به ابتدا؛ آغازین، اولیه.
- صفت تکامل نیافته، بدوی. اقوام بَدوی.
- صفت نخستین دوره آموزش درسی از کلاس اوّل تا پنجم دبستان.
- صفت مقدماتی، اولی، آغاز. مدرسه ابتدایی مدرسهای که در آن نخستین دوره تحصیل را فراگیرند.