merger

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ممزوج کننده ، یکی شدن دو یا چند شرکت، ادغام، امتزاج.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary merge (n. merger) ادغام (يا ملحق يا منظم) کردن يا شدن
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(merger): بازگشت به واژه merger vertical merger استهلاک ،ادغام( دو شرکت)،ممزوج کننده ،يکى شدن دو يا چند شرکت ،ادغام ،امتزاج قانون ـ فقه : حالتى که مالى در مال ديگر مستغرق شود بازرگانى : اختلاط،ادغام کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary merg·er n. Pronunciation:     ' mər-jər Function:           noun Etymology:          merge + -er (as in waiver ) Date:               1728 1 law : the absorption of an estate, a contract, or an interest in another, of a minor offense in a greater, or of a cause of action into a judgment 2 a : the act or process of merging b : absorption by a corporation of one or more others also : any of various methods of combining two or more organizations (as business concerns)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}