micro

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پیشوندی بمعنی، کوچک ، کم، بزرگ کننده ، (ج. ش. ) پروانه بید خیلی ریز.ریز، میلیونیم، میکرو.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(micro): بازگشت به واژه micro micro channel bus micro computer kit micro controller micro dynamic model micro economics micro ecosystem micro instruction micro manager micro model micro or ganism micro prolog micro to main frame micro to mainframe link micro wave micro-economics micro-pressure gage خرد،پيشوندى بمعنى ،کوچک ،کم ،بزرگ کننده ،ميليونيم ،ميکرو،(ج.ش ).پروانه ،بيد خيلى ريز کامپيوتر : ميکرو الکترونيک : ميکرو نجوم : ميکرو بازرگانى : ذره اى علوم هوايى : ميکرو کلمات مرتبط(16)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 mi·cro n. Pronunciation:     ' mī-( ˌ )krō Function:           adjective Etymology:          micr- Date:               1923 1 : very small especially : MICROSCOPIC 2 : involving minute quantities or variations]]> 2 micro n. Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural micros Date:               1971 1 : MICROCOMPUTER 2 : MICROPROCESSOR ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}