هرگز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- قید هیچوقت، اصلاً، ابداً، مقابل همیشه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ever ; neer ; never واژه هاى شامل هرگز ـ (1)
- قید هَرگزِ: در گویش گنابادی یعنی کاری که انتظار انجامش نمیرفت.ز فارسی میانه hagriz از فارسی باستان hakara-mciy از پیش از آن ha-k(a)