mineralize

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary معدنی کردن ، تبدیل بسنگ معدن کردن ، مواد معدنی جمع کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version معدنى کردن ،تبديل بسنگ معدن کردن ،مواد معدنى جمع کردن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary min·er·al·ize Pronunciation:     ' min-rə- ˌ līz, ' mi-nə- Function:           transitive verb Inflected Form:  &nbsp -ized ; -iz·ing Date:               1655 1 : to transform (a metal) into an ore 2 a : to impregnate or supply with minerals or an inorganic compound b : to convert into mineral or inorganic form 3 : PETRIFY   –min·er·al·iz·able \ ˌ min-rə- ' lī-zə-bəl, ˌ mi-nə-\ adjective   –min·er·al·i·za·tion \-rə-lə- ' zā-shən\ noun   –min·er·al·iz·er \ ' min-rə- ˌ lī-zər, ' mi-nə-\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}