هیچ

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم همراه اسم با فعل منفی، برای سلب ویژگی یا حکمی از کلیه اعضای یک مجموعه، گرو، صنف، یا جنس به کار می‌رود؛ غایب، از یک مجموعه.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary any ; anywise ; ever ; naught ; never ; nil ; nix ; none ; nothing ; nought ; nowise ; possibly ; whit ; zero واژه هاى شامل هيچ ـ (17)
  3. اسم هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید.
  4. اسم باری. کرتی (کرّتی).
  5. اسم برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم.
  6. اسم ذره‌ای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم.
  7. اسم گاهی، احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن.
  8. اسم برای استفهام و به معنی هل عربی. آیا.
  9. اسم به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی‌الواقع.
  10. اسم نیست، نابود، پوچ و بی‌اعتبار.
  11. اسم آیا، هیچ می‌دانی؟
  12. اسم اصلاً، ابداً.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}