miscarry

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بجائی نرسیدن ، نتیجه ندادن ، عقیم ماندن ، صدمه دیدن ، اشتباه کردن ، بچه انداختن ( در اثر کسالت وبطور غیر عمدی ).
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary go astray|miscarry|stray|stray away|stray from eng. go astray, stray away/from rah gom kardan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بجايى نرسيدن ،نتيجه ندادن ،عقيم ماندن ،صدمه ديدن ،اشتباه کردن ،بچه انداختن(در اثر کسالت وبطور غير عمدى)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary mis·car·ry v. Pronunciation:     ˌ mis- ' ker-ē, - ' ka-rē, ' mis- ˌ Function:           intransitive verb Date:               14th century 1 obsolete : to come to harm 2 : to suffer miscarriage of a fetus 3 : to fail to achieve the intended purpose : go wrong or amiss <the plan miscarried > 4 : to fail to reach the intended destination <the letter has miscarried >]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}