mosaic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وابسته به موسی، موسوی، ( باحرف کوچک ) موزائیک ، باموزائیک آراستن ، تکه تکه بهم پیوستن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary mosaic tekka-tekka( ye be ham payvasta) mozâik
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(mosaic): بازگشت به واژه mosaic air target mosaic controlled mosaic inlaid with mosaic lowenfeld mosaic test mosaic d. mosaic mountant mosaic parquet deal mosaic test mosaic tile mosaic work strip mosaic the mosaic law نوار عکس ،سيستم عکس بردارى موزاييک ،وابسته به موسى ،موسوى ،(باحرف کوچک )موزاييک ،باموزاييک اراستن ،تکه تکه بهم پيوستن الکترونيک : موزاييک علوم نظامى : قرار دادن چند عکس در کنار هم يا در يک نوار کلمات مرتبط(12)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Mo·sa·ic n. Pronunciation: mō- ' zā-ik Function: adjective Etymology: New Latin Mosaicus, from Moses Moses Date: 1662 : of or relating to Moses or the institutions or writings attributed to him
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}