muffle

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary چیزی که صدا را از بین ببرد، صدا خفه کن ، پیچیدن ، دم دهان کسی را گرفتن ، چشمبستن ، خاموش کردن ، ساکت کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(muffle): بازگشت به واژه muffle muffle furnace چيزى که صدا را از بين ببرد،صدا خفه کن ،پيچيدن ،دم دهان کسى را گرفتن ،چشم بستن ،خاموش کردن ،ساکت کردن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary muf·fle n. Pronunciation:     ' mə-fəl Function:           transitive verb Inflected Form:  &nbsp muf·fled ; muf·fling \ ' mə-f(ə-)liŋ\ Etymology:          Middle English muflen Date:               15th century 1 : to wrap up so as to conceal or protect : ENVELOP 2 obsolete : BLINDFOLD 3 a : to wrap or pad with something to dull the sound < muffle the oarlocks> b : to deaden the sound of 4 : KEEP DOWN , SUPPRESS < muffled her anger>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}