معما
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- پوشیده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary conundrum ; crux ; enigma ; mystery ; problem ; puzzle ; quandary ; riddle واژه هاى شامل معما ـ (2)
- کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند.
* عربی معمی (اِمف.) #پوشیده. #کلامی که با رمز و اشاره بر مطلبی دلالت کند.