muslin

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary یکجور پارچه پشت نما که از آن جامه های زنانه و پرده درست میکنند، چیت موصلی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(muslin): بازگشت به واژه muslin a bit of muslin mull muslin oiled muslin white book muslin يکجور پارچه پشت نما که از ان جامه هاى زنانه و پرده درست ميکنند،چيت موصلى کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary mus·lin n. Pronunciation:     ' məz-lən Function:           noun Etymology:          French mousseline, from Italian mussolina, from Arabic maw ș ilī of Mosul, from al- Maw ș il Mosul, Iraq Date:               1609 : a plain-woven sheer to coarse cotton fabric]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}