گشاد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت پهن، فراخ. مق تنگ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary broad ; capacious ; loose ; slack ; spacious ; wide واژه هاى شامل گشاد ـ (42)
- صفت دارای پهنا، قطر، گنجایش، ظرفیت یا وسعت بیش از حد معمول.
- صفت رها کردن تیر از شست.
- صفت فتح، تسخیر.
- صفت گشایش.
- صفت حمله.
- قید با فاصله از یکدیگر.
- قید آن که تن به کار نمیدهد، تنبل.