nervous system

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (تش. ) سلسله عصب، دستگاه پی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(nervous system): بازگشت به واژه nervous system nervous system (تش ).سلسله عصب ،دستگاه پى روانشناسى : دستگاه عصبى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary nervous system Function:           noun Date:               1726 : the bodily system that in vertebrates is made up of the brain and spinal cord, nerves, ganglia, and parts of the receptor organs and that receives and interprets stimuli and transmits impulses to the effector organs ― compare CENTRAL NERVOUS SYSTEM ― AUTONOMIC NERVOUS SYSTEM , PERIPHERAL NERVOUS SYSTEM ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}