قیصر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم لقب امپراتوران روم باستان بویژه روم شرقی یا بیزانس.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary caesar ; czar ; kaiser ; tzar واژه هاى شامل قيصر ـ (4)
- اسم (جمع): قیاصره
- اسم سایر مشتقات: قیصار، قیصرآباد، قیصری (نام خانوادگی)، قیصریه.