nullity

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بطلان ، بی اعتباری، نیستی، عدم، پوچی، صفر.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary nullity بطلان، بي اعتباري
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(nullity): بازگشت به واژه nullity absolute nullity nullity of marriage nullity proceeding relative nullity سند پوچ ،بطلان ،بى اعتبارى ،نيستى ،عدم ،پوچى ،صفر قانون ـ فقه : بطلان ،بى اعتبارى کلمات مرتبط(4)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary nul·li·ty n. Pronunciation:     ' nə-lə-tē Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -ties Date:               1570 1 a : the quality or state of being null especially : legal invalidity b (1) : NOTHINGNESS also : INSIGNIFICANCE (2) : a mere nothing : NONENTITY 2 : one that is null specifically : an act void of legal effect 3 : the number of elements in a basis of a null-space]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}