occupancy

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اشغال، تصرف، سکنی، سکونت، اشغال مال.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary occupancy تصرف ملک، اشغال، تصرف مال بي حساب
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(occupancy): بازگشت به واژه occupancy beneficial occupancy حيازت ،مباحات ،تملک اموال بلا صاحب متصرف ،اشغال کننده ،تصرف ،سکنى ،سکونت ،اشغال مال قانون ـ فقه : تملک کننده کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary oc·cu·pan·cy n. Pronunciation:     ' ä-kyə-pən(t)-sē Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -cies Date:               1596 1 : the fact or condition of holding, possessing, or residing in or on something < occupancy of the estate> 2 : the act or fact of taking or having possession (as of unowned land) to acquire ownership 3 : the fact or condition of being occupied < occupancy by more than 400 persons is unlawful> 4 : the use to which a property is put <industrial occupancy > 5 : a building or part of a building intended to be occupied (as by a tenant)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}