offshoot

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary شاخه نورسته ، جوانه ، ترکه ، فرع، انشعاب، شعبه ، مشتق.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary offshoot|off-shoot XIIIe; ramel, v. 1160; lat. pop. ramellus, class. ramus. =>aussi Rinceau. javâna kucak-šâx-a offshoot bacca( ye pas-andâxt-a šoda)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version شاخه نورسته ،جوانه ،ترکه ،فرع ،انشعاب ،شعبه ،مشتق
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary off·shoot n. Pronunciation:     ' o ̇ f- ˌ shüt Function:           noun Date:               1710 1 a : a collateral or derived branch, descendant, or member : OUTGROWTH b : a lateral branch (as of a mountain range) 2 : a branch of a main stem especially of a plant]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}