outfit

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تجهیز، ساز وبرگ ، همسفر، گروه ، بنه سفر، توشه ، لوازم فنی، سازو برگ آماده کردن ، تجهیز کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(outfit): بازگشت به واژه outfit travelling outfit تجهيزات حفارى ،ساز وبرگ ،همسفر،گروه ،بنه سفر،توشه ،لوازم فنى ،سازو برگ اماده کردن ،تجهيز کردن معمارى : اسباب کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 out·fit n. Pronunciation: ' au ̇ t- ˌ fit Function: noun Date: circa 1769 1 : the act of fitting out or equipping (as for a voyage or expedition) 2 a : a set of tools or equipment especially for the practice of a trade b : a clothing ensemble often for a special occasion or activity c : physical, mental, or moral endowments or resources 3 : a group that works as a team : ORGANIZATION especially : a military unit 2 outfit n. Function: verb Inflected Form: out·fit·ted ; out·fit·ting Date: 1847 transitive verb 1 : to furnish with an outfit 2 : SUPPLY intransitive verb : to acquire an outfit synonyms see FURNISH
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}