outlay

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مبلغ سرمایه گذاری شده ، خرج، بیرون گستردن ، خرج کردن ، هزینه ، پرداخت.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary outlay account (see also: appropriation account) حساب تقسيم سود (بخشي از حساب سود و زيان)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(outlay): بازگشت به واژه outlay capital outlay مبلغ سرمايه گذارى شده ،بيرون گستردن ،خرج کردن ،هزينه ،پرداخت قانون ـ فقه : خرج کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 out·lay n. Pronunciation: ' au ̇ t- ˌ lā, ˌ au ̇ t- ' Function: transitive verb Inflected Form: -laid \- ˌ lād, - ' lād\ ; -lay·ing Date: 1802 : to lay out (money) : EXPEND 2 out·lay n. Pronunciation: ' au ̇ t- ˌ lā Function: noun Date: 1798 1 : the act of expending 2 : EXPENDITURE , PAYMENT
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}