overhaul
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (برای تعمیر) پیاده کردن ، پیاده کردن و دوباره سوار کردن ، سراسر بازدید کردن ، پیاده سوار کردن و بازدید موتور.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(overhaul): بازگشت به واژه overhaul general overhaul interim overhaul اوراق کردن کامل ،اوراق کردن ،(براى تعمير )پياده کردن ،پياده کردن و دوباره سوار کردن ،سراسر بازديد کردن ،پياده سوار کردن و بازديد موتور علوم مهندسى : براى تعمير پياده کردن و مجددا "سوار کردن ورزش : رسيدن به نفر جلو علوم نظامى : پياده کردن کامل قطعات براى تعمير کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary over·haul n. Pronunciation: ˌ ō-vər- ' ho ̇ l Function: transitive verb Date: 1705 1 a : to examine thoroughly b (1) : REPAIR (2) : to renovate, remake, revise, or renew thoroughly 2 : to haul or drag over 3 : OVERTAKE –over·haul \ ' ō-vər- ˌ ho ̇ l\ noun