ترجمه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم برگرداندن گفتار یا نوشتاری از زبانی به زبان دیگر؛ گفتار یا نوشتاری که از زبانی به زبان دیگر برگردانده شده است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary interpretation ; rendering ; rendition ; translation ; version واژه هاى شامل ترجمه ـ (19)
- اسم برگردان، نقل، برگردانی، ترزبانی، ترگویه، نورند؛ بیوگرافی، شرح احوال، شرح حال، گزارش.