paddock

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary چرا گاه ، میدان تمرین اسب دوانی واتومبیل های کورسی، حصار، در حصار قراردادن ، غوک .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(paddock): بازگشت به واژه paddock paddock judge منطقه پارک کردن اتومبيل و اماده کردن ان پيش از مسابقه ،چرا گاه ،ميدان تمرين اسب دوانى واتومبيل هاى کورسى ،در حصار قراردادن ،غوک ورزش : منطقه اماده و زين کردن و گردش اسب پيش از مسابقه کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pad·dock n. Pronunciation: ' pa-dək, -dik Function: noun Etymology: alteration of Middle English parrok, from Old English pearroc, from Medieval Latin parricus Date: 1622 1 a : a usually enclosed area used especially for pasturing or exercising animals especially : an enclosure where racehorses are saddled and paraded before a race b Australian &New Zealand : an often enclosed field 2 : an area at an automobile racecourse where racing cars are parked
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}