painful

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دردناک ، محنت زا، ناراحت کننده ، رنج آور، رنجور.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary douloureuse|douloureusement|dolorous|painful|painfully|sore = douleur dard-âvar/nâk
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(painful): بازگشت به واژه painful this tooth is very painful دردناک ،محنت زا،ناراحت کننده ،رنج اور،رنجور کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pain·ful adj. Pronunciation: ' pān-fəl Function: adjective Inflected Form: pain·ful·ler \-fə-lər\ ; pain·ful·lest Date: 14th century 1 a : feeling or giving pain b : IRKSOME , ANNOYING 2 : requiring effort or exertion 3 archaic : CAREFUL , DILIGENT –pain·ful·ly \-f(ə-)lē\ adverb –pain·ful·ness \-fəl-nəs\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}