paraphernalia

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. - مدنی) اموال شخصی زن ، اثاثالبیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (حق -.مدنى )اموال شخصى زن ،اثاث البيت ،اثاث ،اسباب ،لوازم ،متعلقات ،ضمائم ،لفافه قانون ـ فقه : دارايى شخصى زن که بعد از مرگ شوهر علاوه بر جهيزيه و منضمات ان به وى مى رسد
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary par·a·pher·na·lia n. Pronunciation:     ˌ per-ə-fə(r)- ' nāl-yə, ˌ pa-rə- Function:           noun plural but singular or plural in construction Etymology:          Medieval Latin, ultimately from Greek parapherna bride's property beyond her dowry, from para- + phernē dowry, from pherein to bear ― more at BEAR Date:               1651 1 : the separate real or personal property of a married woman that she can dispose of by will and sometimes according to common law during her life 2 : personal belongings 3 a : articles of equipment : FURNISHINGS b : accessory items : APPURTENANCES ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}