partition

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جزئ بندی کردن ، افراز.تیغه ، دیواره ، وسیله یا اسباب تفکیک ، حد فاصل، آپارتمان ، تقسیم به بخش هایجزئ کردن ، تفکیک کردن ، جدا کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary partition افراز کردن، تفکيکي کردن، تقسيم کردن، تقسيم کردن، تجزيه کردن، افراز، تفکيک، تقسيم، تجزيه، تقسيم، تجزيه، تيغه owelty of partition مبلغي که در مورد افراز ملک مشاع، صاحب قطعه بزرگتر به صاحب قطعه کوچکتر مي پردازد Partition, deed of سند افراز، سند تفکيک
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary partition => paradis ! jodâ-r/gar
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(partition): بازگشت به واژه partition disk partition frame partition load bearing partition partition chromatography partition coefficient partition function partition of an estate partition of an estste partition wall solid partition voluntary partition ناحيه ،قسمت ،جدار،ديوار تيغه ،تيغه ،ديواره ،وسيله يا اسباب تفکيک ،حد فاصل ،اپارتمان ،تقسيم به بخش هاى جزء کردن ،تفکيک کردن ،جدا کردن ،جزء بندى کردن ،افراز کامپيوتر : قسمت کردن عمران : حايل معمارى : جداگر تيغه اى قانون ـ فقه : تقسيم افراز کردن کلمات مرتبط(11)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 par·ti·tion n. Pronunciation:     pär- ' ti-shən, pər- Function:           noun Date:               15th century 1 : the action of parting : the state of being parted : DIVISION 2 : something that divides especially : an interior dividing wall 3 : one of the parts or sections of a whole]]> 2 partition n. Function:           transitive verb Date:               1653 1 a : to divide into parts or shares b : to divide (as a country) into two or more territorial units having separate political status 2 : to separate or divide by a partition (as a wall) ― often used with off   –par·ti·tion·er \- ' ti-sh(ə-)nər\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}