pastile
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (pastille، pastil) خمیری که برای بخور دادن بکاررود، بخور، قرص داروئی که رویآن شیرینی باشد، مداد رنگی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version pastille(، )pastilخميرى که براى بخور دادن بکاررود،بخور،قرص دارويى که روى ان شيرينى باشد،مداد رنگى