pasturage
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (pasture) چراگاه ، مرتع، گیاه وعلق قصیل، چرانیدن ، چریدن در، تغذیه کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pasturage): بازگشت به واژه pasturage common of pasturage )pasture(چراگاه ،مرتع ،گياه وعلق قصيل ،چرانيدن ،چريدن در،تغذيه کردن کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary pas·tur·age n. Pronunciation: ' pas-chə-rij Function: noun Date: circa 1533 : PASTURE ]]>