گورن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حلقهای که لشکری در گرد چیزی تشکیل دهد.
- نوعی اردوگاه که به وسیلة گردونههایی - که به شکل دایره تنظیم کنند - سنگربندی شود.
* ترکی و جغتایی #حلقهای که لشکری در گرد چیزی تشکیل دهد. #نوعی اردوگاه که به وسیلة گردونههایی - که به شکل دایره تنظیم کنند - سنگربندی شود.