pending

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary درطی، درمدت، تازمانی که ، امر معلق، متکی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary pending مطروح، در دست رسيدگي، بلاتکليف
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pending): بازگشت به واژه pending detention pending trial معوق ،معطل ،درطى ،درمدت ،تازمانى که ،امر معلق ،متکى بازرگانى : مشروط کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 pend·ing adj. Pronunciation:     ' pen-diŋ Function:           preposition Etymology:          French pendant, from present participle of pendre Date:               1642 1 : DURING 2 : while awaiting < pending approval>]]> 2 pending adj. Function:           adjective Date:               1797 1 : not yet decided : being in continuance <the case is still pending > 2 : IMMINENT , IMPENDING ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}