گوشدار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- آن که استراق سمع کند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل گوشدار ـ (1)
- متوجه، مراقب.
- محافظت کننده، نگهبان، حامی، حمایت کننده.
* عربی #آن که استراق سمع کند. #متوجه، مراقب. #محافظت کننده، نگهبان، حامی، حمایت کننده.