perceptual

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ادراکی، دریافتی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(perceptual): بازگشت به واژه perceptual motor-perceptual region perceptual anchorage perceptual constancy perceptual defense perceptual distortion perceptual field perceptual handicap perceptual learning perceptual restructuring perceptual schema perceptual set perceptual speed perceptual structure perceptual transformation purdue perceptual motor survey ادراکى ،دريافتى روانشناسى : ادراکى کلمات مرتبط(15)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary per·cep·tu·al adj. Pronunciation: ( ˌ )pər- ' sep-chə-wəl, -chəl, -shwəl Function: adjective Etymology: percept + -ual (as in conceptual ) Date: 1878 : of, relating to, or involving perception especially in relation to immediate sensory experience –per·cep·tu·al·ly adverb
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}