گون
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گونه، رنگ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary camel's thorn ; kindling ; milk vetch واژه هاى شامل گون ـ (6)
- پسوند به صورت پسوند در ترکیبات آید به معنی شکل و رنگ: آبگون، آسمان گون، بنفشه گون، گلگون.
- اسم نوعی گیاه خاردار که دارای ساقههای ستبر و شاخههای بلند میباشد. بیشتر در نقاط کوهستانی میروید و گلهای آن سفید یا زرد رنگ میباشد.