perishable

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نابود شدنی، هلاک شدنی، زود گذر، کالای فاسد شونده .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary perishable => périr pariš-id-ani nâ-bud-šod-ani zud-gozar + Je vous ai apporté des bonbons, parce que les fleurs c'est périssable ! (J. BREL)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(perishable): بازگشت به واژه perishable goods of perishable nature perishable goods کالاى فاسد شدنى ،از بين رفتنى ،فاسد شدنى ،نابود شدنى ،هلاک شدنى ،زود گذر،کالاى فاسد شونده قانون ـ فقه : کالاى سريع الفساد بازرگانى : فاسد شدنى ،از بين رفتنى علوم نظامى : خراب شدنى کلمات مرتبط(2)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary per·ish·able n. Pronunciation:     ' per-i-shə-bəl, ' pe-ri- Function:           adjective Date:               1611 : liable to perish : liable to spoil or decay <such perishable products as fruit, vegetables, butter, and eggs>   –per·ish·abil·i·ty \ ˌ per-i-shə- ' bi-lə-tē, ˌ pe-ri-\ noun   –perishable noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}