پلنگ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- قید به مفهوم باستانی معطل کردن، لنگ کردن. تلفظ صحیح باید پعلنگ باشد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary panther ; tiger واژه هاى شامل پلنگ ـ (4)
- قید جانوری از تیره گربه سانان و گوشت خوار که روی پوست بدنش خالهای سیاه بسیار وجود دارد و آن گونههای متعدد دارد.
- قید پُلُنْکد :(polong) در گویش گنابادی یعنی بقچه، شال.
* از ایرانی باستان. همریشه با سانسکریت पृदाकु (pṛ́dāku)، هیتی parsnaš. نیز همریشه با یونانی πᾰ́ρδᾰλῐς (párdalis)، وامواژهای ایرانی.