pike
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary کلنگ دوسر، نیزه دسته چوبی، میخ نوک تیز، نوک نیزه ، هرچیز نوک تیز، قله کوه نوک تیز، اردک ماهی، عزیمت کردن ، سریعا رفتن ، رحلت کردن ، نیزه زدن ، باچیز نوک تیزسوراخ کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(pike): بازگشت به واژه pike wire pike وضع خم شدن بدن بشکل 7 با پاها،کلنگ دوسر،نيزه دسته چوبى ،ميخ نوک تيز،نوک نيزه ،هرچيز نوک تيز،قله کوه نوک تيز،اردک ماهى ،عزيمت کردن ،سريعا رفتن ،رحلت کردن ،نيزه زدن ،باچيز نوک تيزسوراخ کردن ورزش : زاويه کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Pike n. Pronunciation: ' pīk Function: biographical name Zebulon Montgomery 1779-1813 American gen. &explorer]]>